مینا سلطانی در گفتگو با سودویند: انتظاری بیش از وعده های آقای روحانی و برگزاری دادگاه عادلانه نداریم

Advertisements

پس از گذشت ماه ها بی خبری مطلق از آرش صادقی و نگرانی ها نسبت به وضعیت وی اکنون محسن اژه ای : فردی به اسم آرش صادقی در زندان اوین وجود ندارد

پس از گذشت ماه ها بی خبری مطلق از آرش صادقی و نگرانی ها نسبت به وضعیت وی اکنون محسن اژه ای : فردی به اسم آرش صادقی در زندان اوین وجود ندارد.

پس از گذشت ماه ها بی خبری مطلق از آرش صادقی و نگرانی ها نسبت به وضعیت وی اکنون محسن اژه ای : فردی به اسم آرش صادقی در زندان اوین وجود ندارد

پس از گذشت ماه ها بی خبری مطلق از آرش صادقی و نگرانی ها نسبت به وضعیت وی اکنون محسن اژه ای : فردی به اسم آرش صادقی در زندان اوین وجود ندارد

https://www.facebook.com/zendani.siasi

اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری امروز خود در حضور خبرنگاران در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که از وضعیت آرش صادقی دانشجوی دربند پرسیده بود، محبوس بودن او را در زندان انکار و نسبت به سرنوشت وی اظهار بی‌اطلاعی کرد.

به گزارش تارنمای دانشجو نیوز، او به خبرنگار پرسش کننده گفت: گفته شده که این فرد در زندان اوین اعتصاب غذا کرده است در حالی که در زندان اوین در سال ۹۱ و ۹۲ چنین فردی وجود نداشته است.

البته در سال ۸۹ فردی با این نام دستگیر شده و به یک سال حبس محکوم شده است که بعد از سپری کردن محکومیت آزاد شده است، ولی اگر تشابه اسمی هم بوده است چنین فردی در سال ۹۱ و ۹۲ در زندان اوین وجود نداشته است.

این در حالی است که پیش از این یکی از منابع نزدیک به خانواده آرش صادقی، شکایت آرش صادقی از وزارت اطلاعات در خصوص مرگ مادرش در جریان دستگیری وی را؛ دلیل بازداشت طولانی وی در انفرادی اوین اعلام کرده بود.

این منبع مطلع تاکید کره بود: مقاومت آرش در عدم انصراف از شکایتش، موجب گروگانگیری وی توسط وزارت اطلاعات شده است و ممکن است تا زمان انصراف آرش از این شکایت، ادامه داشته باشد.

آرش صادقی دانشجوی کار‌شناسی ارشد فلسفه و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی نخستین بار در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۸ در جریان اعتراضات انتخاباتی بازداشت شد.مادر آرش صادقی در جریان حمله ماموران برای بازداشت فرزندش دچار ایست قلبی شد و جان سپرد.

وی پس از ۵۰ روز بازداشت با قرار کفالت آزاد شد، اما مجدد در ششم دیماه‌‌ همان سال بازداشت و در فرودین سال ۱۳۸۹ با قرار وثیقه آزاد شد .

این زندانی سیاسی در دادگاه بدوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب با حکم قاضی پیرعباس به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام و تبلیغ علیه نظام به ۶ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. حکم دادگاه بدوی در دادگاه تجدید نظر به پنج سال حبس تعزیری کاهش یافت.

آرش صادقی دوباره در ۲۵ دی ماه سال ۹۰ بازداشت شد و تاکنون در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات نگهداری می‌شود.

  هرانا

After months of absolute ignorance of the situation he now fears Arash Sadeghi and Mohsen Aegean person named Arash Sadeghi , there is no prison

https://www.facebook.com/zendani.siasi

Ejei judiciary spokesman told reporters at a press conference today in response to a question from the reporters on the condition of imprisoned student Arash Sadeghi was asked , imprisoning him in jail , he does not know about the fate of his denial and .

 

 

However, a source close to the family that previously Arash Sadeghi , Arash Sadeghi complain about the death of his ministry during his arrest , because of his long confinement in Evin prison had announced .

The source stressed Korean resistance of A. The cancellation of the complaints led to his kidnapping by the Ministry of Information and may not be withdrawn until A. The complaint continues .

Arash Sadeghi Master of Philosophy and a member of the Central Council of the Islamic Society at the University of Allameh Tabatabai was arrested on 18 July 1388 during the election protests .

Arash Sadeghi was arrested during a police raid of his son ‘s mother suffered a heart attack and died.

He was released on bail after 50 days in detention , but back in December of that year, six arrested were released on bail Frvdyn 1389 .

The political prisoner in court branch 26 of the Revolutionary Court judge charged Pirabasi gathering and propaganda against the regime to 6 years imprisonment and 74 lashes . Primary sentence was reduced on appeal to five years imprisonment .

Arash Sadeghi was arrested again on 25 January 90 , and has been held in paragraph 209 of the Ministry of Information .

HRA

Image

داریوش آهنگِ «مصلوبِ» خودرابه مجيد توكلي و بهاره هدايت تقديم كرد-Dariush Eghbali, in concert last night in Vashyngtnahng “crucify him” the imprisoned student activists Bahareh Hedayat and Majid Tavakoli Khvdrabh offered.

داریوش آهنگِ «مصلوبِ» خودرابه مجيد توكلي و بهاره هدايت تقديم كرد-Dariush Eghbali, in concert last night in Vashyngtnahng "crucify him" the imprisoned student activists Bahareh Hedayat and Majid Tavakoli Khvdrabh offered..

داریوش آهنگِ «مصلوبِ» خودرابه مجيد توكلي و بهاره هدايت تقديم كرد-Dariush Eghbali, in concert last night in Vashyngtnahng “crucify him” the imprisoned student activists Bahareh Hedayat and Majid Tavakoli Khvdrabh offered.

انتشار در 8 سپتامبر 2013
داریوش اقبالی، در كنسرت شب گذشته در شهر واشينگتنآهنگِ «مصلوبِ» خودرابه فعالان زنداني جنبش دانشجويي بهاره هدايت و مجيد توكلي تقديم كرد.

متن شعر مصلوب :
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن
وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن
معنی آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن
وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود
گفتنی ها رو می گفتیم اگه فرصت یه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روی صلیب ویرون شدم من
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سکوت تن در ندادم تا نمیرم بی کفن
* * *
تو شبای سکوت فریاد من بود
ته جنگل خواب بیداری رود
از غروب هراس تا صبح موعود
تیغ خشم خلیل بر قلب نمرود
در عذاب تشنگی گم حسرت من بوی گندم
بر دلم داغ شقایق از عذاب تلخ مردم
از کسی که مثل بختک رو شبام انداخته سایه
یه سوال ساده کردم نفرت من شد گلایه
Published on September 8, 2013
Dariush Eghbali, in concert last night in Vashyngtnahng “crucify him” the imprisoned student activists Bahareh Hedayat and Majid Tavakoli Khvdrabh offered.

Crucifixion lyrics:
Cross Sound Mslvbm to a friend
You believe innocent Mghlvbm a friend
If I was going to bring my cage
I did not go to the shroud of silence
When I say it was a sin, like seeing or hearing
This would mean the end of the standoff will drag Vazm
Even in my backyard when I was released cage
It is the breath of a chance if we had
Guilty as charged voice telling
If I cross my Veyron
If I was going to bring my cage
I did not go on to the shroud of silence
*
I was screaming my silent nights
Te Wake Forest River
From Dusk Till Dawn fear Promised
Khalil blade wrath of Nimrod heart
I regret missing the agony of thirst smell of wheat
I’m hot on the bitter agony of Poppies
The mare who like the shadow thrown Shbam
I hate to complain, I was a simple question